السيد محمد حسين الطهراني

204

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

اين به ميان آمد كه آيا جنّيان مىتوانند از در بسته وارد شوند ، و يا از صندوق سربسته اشيائى را بيرون آورند و ببرند يا نه ؟ ! يكى از حضّار كه خود در تسخير جنّيان مدّعى بود ميگفت : مىتوانند ! جنّيان از صندوق سربسته و قفل زده شده مىتوانند چيزهائى بيرون آورند . در همان مجلس رختدانى را كه بزرگ بود و در كنار اطاق بود و در داخل آن بقچه‌هاى لباس بود به ميان اطاق آوردند ، و چند قفل محكم بر در آن زدند ، و سپس مردى وزين و سنگين هيكل هم بر روى آن رختدان نشست . ناگاه ما بالْعيان ديديم : بقچه‌هاى لباسها همگى در خارج از صندوق روى زمين چيده شده است . بسيار متعجّب شديم . در اين حال آن مرد جسيم و قوى بنيه از روى صندوق برخاست و قفلها را باز كردند ، چون درِ جامه‌دان را بلند كردند ما ديديم كه ابداً در آن ، بقچه لباس نيست ؛ صندوق خالى است . داستان إحضار جنّ توسّط آقاى بحرينى در محضر حضرت علّامهء طباطبائى ( قدّه ) ديگر فرمودند : روزى آقا سيّد نور الدّين ( آقازاده كوچك ايشان ) در طهران كه بودم نزد من آمد و گفت : آقاجان ، بَحْرينى در طهران است . ميخواهيد من او را فوراً اينجا نزد شما بياورم ؟ ! و آقاى بحرينى يكى از افراد معروف و مشهور در احضار جنّ ، و از متبحّرين در علم أبْجد و حساب مربّعات است . گفتم : اشكال ندارد . سيّد نور الدّين رفت و پس از يكى دو ساعت آقاى بحرينى را با خود آورد و در مجلس نشست و سپس چادرى را آوردند و دو طرفش را به دو دست من داد و دو طرف ديگر را به دستهاى خود گرفت . و اين چادر كه بدست ما بود تقريباً بفاصله دو وجب از زمين فاصله داشت . در اينحال جنّيان را حاضر كرد و صداى غلغله و همهمه شديدى در زير چادر برخاست ، و چادر به شدّت تكان مىخورد كه نزديك بود از دست ما خارج شود ، و من محكم نگاهداشته بودم . و از طرفى آدمكهائى به قامت دو وجب در زير چادر بودند و بسيار ازدحام